خاطره بوی باران ِ تابستان را خرید
-----------------------------------------------
کودکی میکنیم ، قهر میکنیم ، مثل بچگی . قهر میکردیم و دلتنگ میشدیم .
مثل الان که آسمون فریاد کشید و ابر کمی اشک ریخت ، ولی بغض خالی نشد ... توی دلمون باهم حرف میزنیم ، ببین چه آسمونی شده .. مبینی داره بارون میاد .. هوای شاعری .. قهوه باشه و کتاب شعر و تو کنار پنجره شعر بخونی ، شعر بخونیم ، فارغ از همهمه ها ، فارغ از دویدن های الکیه روزانه .. یادته چقدر اون روزها رویا میبافتیم ، چقدر توی خیالمون زیر بارون با صدای شاملو قدم میزدیم .. یادته پرواز .. یادته پردین توی چاله ... یادته ... اینها برای من واقعی بود .. اینها برام خاطره شد .. این خاطره ها رو توی خیالمون ساختیم ...
رها ، در آغوش خدا...
ما را در سایت رها ، در آغوش خدا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144